برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
عادت کردیم به غد بازی، رُک حرفت رو بگو، نگران نباش ناراحت نمیشم، وسط دعوا حلوا خیرات نمیکنن این جمله ها بصورت روتین تکرار میشن، چرا فکر نمیکنیم به مهربونی هم نیاز داریم بعضی وقتها خودمون باید یادآوری کنیم، همش توقع همش خودخوری نمیشه که، امروز گفتم: حداقل دو سه روزی با من مهربون باشید لطفا.
یادآوری میکنم چون دوست ندارم دلم توسط کسایی که دوستشون دارم بشکنه.
به این یادآوری گدایی کردن محبت نمیگن.
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
خیلی وقتا از اینکه "خِنگ" فرض شم اِبایی ندارم، حتی ناراحت هم نمیشم چون خودم مطمئنم میفهمم چون خودم میدونم خنگ نیستم.
:: حتی معتقدم برای بعضی وقتا باید "نفهمیدن" رو یاد گرفت.
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
معتاد شدم به این هوا
هندزفری مختص عصرهای پاییز یا شب های تابستان نیست، میتوان در پاییزی ترین سحرگاهِ مِه گرفته یک روز دوشنبه زمستان، هندزفری را از زیر مقنعه چپاند داخل گوش و آهنگ هایی بدون ترتیب خاص را یکی پس از دیگری پلی کرد: چاووشی، دایان، وُیس های خاطره انگیز، صدای سه تار فرناز، ترانه ای با این مضمون "داری خوابم میکنی، مست و خرابم میکنی ..."، حتی هیراد و ... میتوان شال نارنجی رنگ را تا زیر چشم ها بالا کشید و کمی کُندتر از اکیب پیاده روی گام برداشت و چشم دوخت به قدم های تند آدم ها به گم شدنشان در مِه، امان از نسیم سحرگاه، امان از شبنم، امان از این مِه که دل های آرام را هم پرتلاطم میکند یک عاشق تمام عیار.
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
شروع میکنم به نوشتن پست جدید، وسطاش میبینم طولانی شد بیخیالش میشم.
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
ما آدما موجودات بدی هستیم
نمیفهمیم که یکی شاید دلش بخواد دوستش داشته باشیم
خودخواهیم
خودمون رو عادت دادیم به دیدن یه بُعدی از آدما که شناختیم
یا شایدم فقط متصور شدیم
ولی
یه آدم میتونه بعضی وقتا نسبت به ما خنثی باشه، بعضی وقتا بهمون فکر کنه، بعضی وقتا ازمون بدش بیاد و بعضی وقتا ...
عادی شدن و عادت کردن ذاتا خوب نیست
حتی عادت کردن به خوب بودن
امشب بعد از شام نصف یه بسته قارچ رو کباب کردم خوردم
چند ماه پیش قارچِ تو پیتزا رو هم سوا میکردم
تا این حد بی ثبات
بی نظمی هم بعضا یه جور نظمه خودش
یادمون نره به اطرافمون توجه کنیم
شاید یکی چشمش دنبال توجه ماست
خب چی میشه یه بار هم دنبال کسی بگردیم که دوستمون داره
.
.
"انتشار در آینده"
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی

برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
اینقدر بدم میاد وسط حرف انتقادی از یه چیزی مثلا شرایط، هی بخواد تاکید کنه بدبخت تر از تو زیاده.
1. آخه کی گفت بدبختم؟؟
2. شکرگذار بودن با کمال خواهی متفاوته.
3. بعضی وقتها حتی لا لوی این موعظه ها رسما به آدم توهین میشه.
4. لطفا مقایسه نکنیم این برا بار هزار.
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی

نه شاعرم که در وصفش شعر بسرایم، نه نقاشم که نقشش بکشم، نه عکاسم که تصویرش ثبت کنم. منِ بی هنر فقط میتوانم نگاهش کنم و غرق در رویا شوم.
امیدوارم آسمانِ فردا باهات دوست باشه لیلی.
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
بخدا به پیر به پیغمبر بوی گند میدی، باید چهره عبوس کنیم و عق بزنیم تا بفهمی نفهم، شاید خونواده ات دماغشون پر شده از عطر متعفنت دلیل نمیشه که برا کل اجتماع عادی شده باشه. نمیمری، کمردرد نمیگیری بیرون اومدنی به اون دهان و دندان صاحاب مرده ات یه مسواک بزن، به اون تن لشت هم یه آب بزنی ثواب داره مرسی اه.
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون برمیاید مفرح ذات.
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
آنچه که برای این پست در نظر داشتم با دریافت یک کامنت خصوصی به کل تغییر کرد، لطفا دوست داشته باشید و برای پیشنهادی که در کامنت داده شده اعلام آمادگی کنید، فقط به این صورت که من قسمتی را انتخاب نمیکنم و خودتون هر قسمتش را خواستین انتخاب کنید و به دلخواه ادامه اش رو مثل داستان کوتاه تکمیل کنید. فکر کنم انقدری ماجرا و جمله برا بست دادن وجود داره که بشه ازشون داستان ها یا حتی جمله های جذابی بیرون کشید. طی یک پست جداگانه از جمله و داستان ها رو نمایی میشه.
قسمت اول. دوم. سوم. چهارم.
ضایع نکنیداااا زیر همین پست اعلام آمادگی کنید لطفا. مرسی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
من و هم سن هام آخرین بچه هایی بودیم که درس اول کتاب فارسیمون "سگ گربه را دنبال میکند، گربه به بالای درخت میرود" بود. آخ که من چقدر سر این قضیه، حسین، مهین و شهین رو حرص میدادم، میگفتم: هههه بنویسیم و بخوانیم هم شد درس؟؟ برا شما درس نیست که بچه بازیه، درس سگ گربه رو دنبال میکند بود. میگفتم: اَولَر تَنبَللَر سوت وِئرمَسَن اُولَلر(اول ها تنبل ها، شیر ندی بهشون میمیرن) [یه جمله تمسخری، یعنی شما آشخورید حالا] برازنده شماهاست، همه میدونستن شماها خنگ هستین کتابا رو آسون کردن. مضحک تر از برخورد من جمله همیشگی سال بالایی ها به ما بود که میگفتن: الان که چیزی نیست خوشبحالتونه، بیابید پایه ما تازه میفهمید مشق چیه، ریاضی، وای ضرب، علوم رو نگم اصلا اونوقته که میفهمید درس چقدر سخته. وقتی اول بودیم دوم ها اینو میگفتن وقتی دوم بودیم سوم ها و این داستان ادامه داشت.
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
param name="AutoStart" value="False">
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
"پلک نزن جان جهان شبم دراز میکنی"
+ حمید حمید، حامد
- حامد جان بگوشم
حس من وقتی هر جا پا میذارم صدای حمید هیراد رو میشنوم. :)
زمستانتون قشنگ.
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی